جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

190

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

از خود على نبود ، و على با همان سهم و نصيب بود تا درگذشت ، در حالىكه او خليفهء مسلمانان بود . و به‌نظر من اين بىرغبتى على به دنيا در حقيقت مفهومى از مفاهيم شجاعت و قهرمانى او بود ، با اينكه بعضى چنين خيال مىكنند كه اين دو از همديگر جدا هستند . ولى آيا شجاعت و مردانگى على در حقيقت خود ، نمودارى از شهامت و اخلاق او نيست ؟ آيا اين نشان‌دهنده حقيقت جهاد او در راه طرز فكرى عالى و انسانى نيست كه او را وادار مىسازد كه در راه پيروزى ستمديدگان و بيچارگان و رهايى آنان از چنگال خونخواران ، اقدام كند ؟ . . . آيا راستى على مىپذيرد در سرزمينى كه بينوايان و درماندگان آن بسيارند ، او از خوشىهاى زندگى استفاده كند ؟ در روايت آمده كه روزى بر على و اهل بيت او گرسنگى غلبه كرد و آنها چيزى در منزل نيافتند كه بخورند . على از منزل بيرون آمد تا كارى بكند و طعام و نانى به‌دست آورد . به همين‌منظور ، كار سيراب‌نمودن نخلستانى را به‌عهده گرفت تا درقبال آن مقدارى جو بگيرد . يك شب كار كرد و سهم جو را دريافت نمود . در منزل آن را سه قسمت كردند . از قسمت اول غذايى به‌نام « حريرة » « 1 » درست كردند . در همان هنگام ، مرد فقيرى آمد و طعامى خواست ، آن را به او دادند . سپس يك قسمت ديگر آن را ، مانند قسمت نخستين آماده كردند ، بينواى ديگرى آمد ، آن را نيز بخشيدند . آن‌وقت قسمت سوم را آماده كردند ، كه اسيرى از مشركان سررسيد و غذايى طلبيد ، آن را هم به او دادند و خودشان آن روز را بدون غذا ، گرسنه به‌سر بردند .

--> ( 1 ) نانى را كه با شير بپزند ، حريره گويند ! م